ساختن فیلمی بر اساس داستان بلند استخوان خوک و دستهای جزامی از ابتدا حاصل یک سوء تفاهم بود. پیش از شروع به کارمن به عنوان فیلمنامه نویس و بعدتر کارگردان گویا این اثر در شورای اقتباس بنیاد فارابی به تصویب رسیده بود امّا پس از تحويل فيلمنامه براي تصويب و صدور پروانهي ساخت ، دريافتم كتاب آقاي مستور، اساسا به درستي يا بهتر بگويم به تمامي خوانده نشده و شورای اقتباس بر اساس یک سوء تفاهم آن را به تصویب رسانیده چون مجموعهي مميزيهاي اعمال شده بر آن، برخاسته از اصل اثر بود، نه فيلمنامهي من.
سوء تفاهم بعدی را من مرتکب شده ام که گمان میکردم با گفتگو می توان به سوءتفاهمات پیشین خاتمه داداما مجموعهي گفت و گوها به دو پيشنهاد بزرگ انجاميد؛ نخست حذف سه داستان از مجموعهي هفت داستان اثر و ديگر افزودن چند شخصيت جديد به فيلمنامه بود كه پيداست من به عنوان فيلمنامه نويس وآقای مستور به عنوان صاحب اثر حاضر به اين تغييرات نبودیم و نتيجه اعلام انصراف تهيه كننده آقاي منوچهر محمدي و من به عنوان نويسنده و كارگردان فيلم هفت زمين و يك آسمان بود.
من در سن 44 سالگی هنوز فیلمی نساخته ام و هیچ اتفاقی نیافتاده وتا صد سال دیگر هم فیلم نسازم باز هم اتفاقی نخواهد افتاد .
ترجیح میدهم در میانسالی همچنان یک بیننده خوب سینمای ایران باشم تا یک کارگردان بد.
با سپاس و اعتذار
محمد رحمانیان
1385/4/12
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم تیر 1385ساعت 21:5  توسط پرچینی
|
مصاحبه محمد رحمانیان راجع به نمایش فنز و فوتبال را دراینجا بخوانید.
گزارش بی بی سی از اجرای فنز در کانادا
خبر منتفی شدن فیلم محمد رحمانیان
توضیح مدير روابط عمومي بنياد سينمايي فارابي در خصوص نامه اخير « منوچهر محمدي» تهيهكننده سينما
توضيحات رحمانيان درباره ي "هفت زمين و يك آسمان”
و...
مصاحبه محمد رحمانیان راجع به اجراي”روزهاي راديو”
+ نوشته شده در سه شنبه ششم تیر 1385ساعت 3:35  توسط پرچینی
|
